جمعه ۱۳ مهرماه
از یک هفته پیش تو این فکر بودم که در سریال اغما چرا اسم اون به اصطلاح شیطان را الیاس گذاشتند.
و تو این یک هفته پیش خودم فکر میکردم که چون کارگردان نمی خواسته یک اسم مذهبی و اسلامی انتخاب کنه تا صدای ملاها در بیاد و همینطورنمی خواسته یک اسم ایرانی بگذاره تا صدای مردم در بیاد. برای همینم اومده و اسم الیاس را انتخاب کرده که کلا یک اسم خاصیه و نه اسلامیه و نه ایرانی.
من خودم به شخصه فکر میکردم که الیاس یک اسم یهودیه و به همین دلیل اسم شیطان در سریال اغما را الیاس گذاشتند. تا اینکه دیشب به طور کاملا اتفاقی و جالب به آیه هایی از سوره صافات برخورد کردم با این مضمون:
بله دوستان.اینها آیات ۱۲۳ تا ۱۳۲ سوره صافات بود که خواندید.این آیات علاوه بر اینکه هیچ اشاره ای به بد بودن الیاس نمیکند بلکه اورا از یک انسان عادی بالاتر برده و او را از پیغمبران خدا میداند و جالب اینجاست که میگوید او مردم را به پرستش به خدا رهنمون میساخت و هر که از او پیروی نکند عذاب دردناکی در انتظارش است و از نکات جالب دیگر اینکه در سوره صافات از پیغمبرانی همچون ابراهیم و موسی بسیار مدح کرده به همان شیوه که از الیاس مدح کرد.یعنی در واقع الیاس را همسنگ با ابراهیم و موسی خوانده است.اما اکثر مردم با دیدن این سریال از این به بعد احتمالا ذهنیت خوبی نسبت به اسم الیاس ندارند و آوردن نام الیاس برای آنها تداعی کننده شیطان می باشد که مخالف نص صریح قرآن می باشد.
حال بنده ازجناب ضرغامی و رییس محترمشان رهبر امت مسلمین جهان این سوال را دارم که اگر خدای ناکرده این حرکت از سوی یکی از نشریات دانشگاهی سر میزد آن دانشجویان بخت برگشته چه آینده شومی در انتظارشان بود.رفتاری که ما قبلا با آن آشنا شده ایم.مگر دانشجویان امیر کبیر چه در نشریات دانشجویی گفته بودند که به نام اسلام بدترین شکنجه ها و آزارها را انجام دادید در حالیکه همیشه آنها این نشریات را جعلی می خواندند و هیچگاه مسئولیت نشر آن مطالب را به عهده نگرفتند که اگر اینگونه میشد احتمالا مجازات اعدام در انتظارشان بود همانطور که یکبار هاشم آقاجری را به این حکم محکوم کردند.
مسلما این نوع رفتار دو گانه در رژیم اسلامی حاکی از عدالت علی گونه ای است که رییس جمهور راستگویشان در همه جا از آن دم میزند و همه را به سوی ان فرا می خواند.حال منتظریم که واکنش جناب ضرغامی را نسبت به بدنام کردن یکی از پیغمبران خدا (مطابق نص صریح قرآن)ببینیم.
در انتها می خواهم بگویم که این مسایل همه از وارد کردن دین به عرصه سیاست ناشی میشود که نتیجه آن در این ۲۸ سال کاملا عیان است.یعنی نه از ارزشهای دینی چیزی باقی مانده و نه از ارزشهای فرهنگی و سنتی ایرانیان و جای آن را تزویر و ریا و دورویی پر کرده است.
دیشب در تبلیغات سیمای جمهوری اسلامی قسمت هایی از اعتراف دادن اسفندیاری و تاج بخش و جهانبگلو دیدم که با عنوان به نام دموکراسی قرار است چهار شنبه و پنج شنبه مشروح آن پخش شود.
اینکار در جمهوری اسلامی دفعه اول نیست و مسلما دفعه آخر هم نخواهد بود و برای مردم کذب بودن و ناسالم بودن گفته های این اشخاص دیگر مسلم شده چرا که هر گاه اینگونه افراد در بند رژیم رهایی یافته و به کشور دیگری پناهنده شدند تمامی اعترافات خود را مردود دانسته و دلیل اعترافاتشان را شکنجه های جسمی و روحی فراوان توسط ماموران رژیم عنوان می کنند...............
سنگسار جعفر کیانی در تاکستان قزوین بالاخر این بنده خدا را هم سنگسار کردند
نقد جالب گنجی بر دکتر شریعتی حتما بدون تعصب و غرض بخونید
نقد زیدآبادی بر نقد گنجی از شریعتی در روز این را هم بخونید تا یک طرفه به قاضی نرفته باشیم
در روز قیام ۱۸ تیرماه ۷۸ در سایت ادوار نیوز که متعلق به سازمان ادوار تحکیم وحدت است به خبری با این مضمون برخوردم:
ادوارنیوز: نیروهای انتظامی و لباس شخصی صبح امروز (18تیرماه) با حمله به تحصن اعضای شورای دفتر تحکیم وحدت در برابر درب ولی عصر دانشگاه پلی تکنیک این دانشجویان را بازداشت کردند.
به گزارش خبرنگار ادوارنیوز اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از ساعت 6 صبح امروز در پاسداشت 18 تیرماه و در اعتراض به ادامه بازداشت 8 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن بودند مقارن ساعت 7:30 دقیقه با حمله نیروهای انتظامی و لباس شخصی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شده اند. گزارش شاهدان عینی از درگیری دانشجویان پیش از بازداشت با پلیس حکایت دارد. محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدایت، حنیف یزدانی و علی وفقی اعضای بازداشت شده شورای مرکزی تحکیم هستند.
آری.نیروهای سرکوبگر رژیم باز هم تحصنی آرام را بر نتافتند و با باتومهایی که همانند قلبشان سنگین و سیاه هستند..........
با سلام خدمت تمامی دوستان و همه آنهایی که در این غیبت تقریبا یک ساله وبلاگ حقیر: بنده را با نظرات خوبشان تشویق به ادامه وبلاگ نویسی کردند.
به همین منظور وبلاگ دموکراسی از امشب دوباره به روز خواهد شد تا گامی هر چند کوچک در جهت دموکراسی برداشته باشم.
اما شیوه به روز رسانی وبلاگ همانند گذشته نخواهد بود
بنده سعی می کنم که هر هفته ۲ الی ۳ مطلب از مهمترین اخبار هفته را در وبلاگم بگنجانم و نظر شخصی خود را راجع به آن مطلب بیان کنم
بدین ترتیب وبلاگ دموکراسی هفته ای سه بار به روز خواهد شد و سعی میکنم که در پنج شنبه شبها
مطلب و یا عکس و یا لینک های جالب هفته را بیاورم
در ضمن منتظر نظرات و انتقادات مفید شما دوستان عزیز نیز هستم
در زیر گفتگوی خواندنی رویا طلوعی زندانی سیاسی رژیم را با دیلی تلگراف خواهید خواند.این مبارز سیاسی کرد از شکنجه های زندانیان سیاسی زن در زندانهای رژیم پرده برداشته است.و در واقع حرفهای رهبر ایران درباره زندانهای ابوغریب و گوانتانامو را که از جنایات آمریکا میداند را به سخره می گیرد.زیرا آمریکاییها هیچ گاه با هموطنان خود در زندان ها اینگونه که رژیم جمهوری اسلامی مدعی عدل علی انجام میدهد نمی کنند.به این گفتگو که در سایت روز آمده توجه کنید
:
يکي از زنان فعال طرفدار دموکراسي که سال گذشته به اتهامات واهي محکوم و زنداني شد، افشا کرد که ماموران حکومت چگونه به زنان زنداني تجاوزمي کنند.
رويا طلوعي، 40 ساله، هنگامي که از امضا کردن ورقه اعترافاتي که بزور از او گرفته بودند، سر باز زد، مورد ضرب و شتم و تجاوز ماموران وزارت اطلاعات قرار گرفت. زماني که او را تهديد کردند که دو فرزندش را در مقابل چشمانش آتش مي زنند، قبول کرد که نامش را پاي ورقه بنويسد......
اوضاع در دانشگاههای کشور هر روز امنیتی تر میشود و نیروهای نظامی به کمک نیروهای لباس شخصی آمده و با دستگیری گسترده فعالان سیاسی فضای رعب و وحشتی در دانشگاهها به راه انداخته اند.به گزارشی درباره دستگیری جند تن از دانشجویان توجه کنید که در سایت روز آمده است:
با دستگيري تعداد زيادي از فعالين دانشجويي، سناريوي برخورد گسترده با دانشجويان و تشكل هاي دانشجويي در دستور كار نهادهاي شبه نظامي در دانشگاه و نهادهاي امنيتي و انتظامي در خارج از دانشگاه قرار گرفت. بر اساس اطلاعات رسيده از تهران، پيمان پيران، فريد هاشمي، پوريا نعمت اللهي، ياشار قادر،آرش قلي زاده، فرزاد خجسته نيا، هومن کاظميان، اميد عباسقلي زاده و عابد توانچه از جمله دانشجوياني بودند که ديروز در مقابل دانشگاه هاي مختلف تهران توسط مامورين امنيتي دستگير و روانه بازداشتگاه هاي بي نام شدند..........